ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى
مقدمهء ناشر 25
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى )
كتاب حديقه علاوه بر مزاياى ادبى آن كه نتيجهء طبع روان و فكر بلند و ذوق سليم گويندهء آنست بيشتر مطالب آن ناظر به آيات قرآن كريم و اخبار نبوى و آثار صحابه و كلمات مشايخ و معانى دينى و اخلاقى و فلسفى و عرفانى و امثال و حكم و حكاياتست و از اين كتاب پيداست كه حكيم علاوه بر تبحر كامل وى در زبان پارسى از معارف و علوم اسلامى خصوصا علوم ادبيّه و تفسير و حديث و فقه و حكمت و عرفان و منطق و كلام و تاريخ و نجوم و طبّ اطلاع كامل داشته و به رموز دقيقهء هريك به خوبى واقف بوده است و كمتر بيتى از اين كتاب خالى از سرّ و دقايق علمى و رموز و نكت ادبى است . نكتهء جالب توجه آنست كه حكيم معانى باريك عرفانى و مطالب عاليهء فلسفى و مباحث مهم اجتماعى و نكت دلپذير اخلاقى را كه تا آن زمان در قالب شعرى درنيامده بود با قدرت طبع و ذوق سرشار خود چنان در لباس الفاظ و عبارات درآورده و با يكديگر آميخته است كه گوئى عروسى است به هر هفت زينت كرده در نهايت جمال و زيبائى در جلوهگاه محققان و سخنسرايان به نظر آورده است . طراوت الفاظ و رونق عباراتش معانى خشك و دقيق حقايق عرفانى و تصوّف را آب داده و ذكر داستانهاى شيرين و حكايات دلپذيرش قهرا خواننده را از ملالت خاطر بازمىدارد . معلوم است با اين حال فهم معانى اشعار اين كتاب به سهولت ميسر نيست و خواننده به زودى بر سرّ معانى آن واقف نگردد مگر آنكه به معارف اسلامى مانند علم تفسير و حديث و آثار و امثال و حكم و كلمات صوفيه و اصطلاحات علوم واقف باشد و با مذاق بيشتر مشايخ صوفيه و سخنان آنان آشنائى و آگاهى داشته باشد از اين است كه بعضى از بزرگان براى فهم اشعار حديقه گفتهاند كه « تا كسى چندين مرتبه مثنوى مولوى را كه در واقع تفصيل و شرح ابيات حديقه است نخواند و در معانى و حقايق آن غور و تأمل ننمايد بر حقيقت معانى حديقه واقف نشود » چنان كه فهم معانى اشعار مثنوى را هم خود مولانا منوط به دانستن سخنان سنائى و عطار دانسته : شمس الدين افلاكى در كتاب مناقب العارفين گويد : « بهاء الدين بحرى كه از علم معانى بهرى اكمل داشت روايت كرد كه روزى حضرت